قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4502

تاريخ الفي ( فارسى )

و اسب بوزى اولاد مهنّا به جهت او آورده بودند ، كه تا آن اسب زنده بود ، هيچ اسب بر وى سبقت نگرفت . و در وقت فوت قريب به ده هزار اسب در طويله و صحرا داشت . و به صيد و شكار ميل بسيار داشت . هيچ ولايتى نبود كه شكار [ گاه ] داشته باشد و مدتى آنجا به شكار مشغول نباشد . از باز و شاهين و ديگر جانوران شكارى چندان داشت كه صاحب تاريخ مصر نوشته كه به شماره درنمىآمد . و به سگ تازى نيز مايل بود . اكثر سگانش به طوق طلا و مرصع و جل زربفت و مخمل آراسته بودند . و به غايت كريم بود و بسيار مرتبه در يك مجلس صد هزار مثقال طلا به انعام داده ، و غلامان خود را جواهر بسيار به انعام مىداد . و بر احوال عمال و حكام خود اطلاع تمام داشت ؛ چنان كه هركس را به هر خدمت كه تعيين مىكرد ، البته آن خدمت را از او شايسته‌ترى در آن عهد نبود . و يازده دختر با جهاز بسيار به شوهر داد . و عمارت دولت بود . آثار بسيارى از وى در مصر و نواحى آن باقى ماند . ولايت مصر و شام در وقت او به غايت آبادان بود ؛ چنان كه حاصل مصر نسبت به ايام سابق مضاعف شده بود . بعد از او به موجب وصيت او سلطنت مصر بر ابو بكر پسرش مسلم شد . در تاريخ بيست و دويم شهر ذيحجهء سنهء هفتصد و چهل و يك به اتفاق امرا بر تخت سلطنت نشست و به ملك منصور - لقب جدش - ملقب شد . امير دوقور تيمور « 1 » حموى نايب سلطنت شد . و به قوصون و بشنك تدبير مملكت و سرانجام لشكر تعلّق گرفت .

--> ( 1 ) . النجوم الزاهرة : طقزدمر .